به نام او که هرچه داریم زاوست

                       آتش برزخى

انفال آيه ي 50   ((وَلَوْ تَرَى إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا الْمَلاَئِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ))

ترجمه: و اگر ببيني كافران را هنگامي كه فرشتگان (مرگ)، جانشان را ميگيرند و بر صورت و  پشت آنها ميزنند و (ميگويند:) بچشيد عذاب سوزنده را (،به حال آنان تاسف خواهي خورد)!

 كافران پس از جان كندن پر مشقت به عذاب و آتشى سوزان ( عذاب برزخ ) گرفتار خواهند شد .

و ذوقوا عذاب الحريق

امر به چشيدن عذاب حريق (ذوقوا عذاب الحريق)، دلالت بر وجود بالفعل آن عذاب دارد. و چون اين جمله به هنگام گرفتن جان كافران گفته مى شود، معلوم مى شود كه كافران پس از مردن به عذاب گرفتار خواهند شد و اين همان عذاب برزخى است. گفتنى است <ذوقوا ... > به تقدير <يقولون لهم> سخن ملائكه با كافران به هنگام گرفتن جان آنان است.

 الاعراب

1 - وَلَوْ - وَ -  -  -  -  - حرف ؛ حرف استيناف ؛ مبنىّ ؛ على الفتح

1 -  - لَوْ - - - - -  -  -  - حرف ؛ حرف شرط غير جازم ؛ مبنىّ ؛ على السّكون

2 - تَرَى - تََرَى - ر أ ى - مذكر - مفرد - تفل - فعل ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ مضارع ؛ مخاطب ؛ متعدى ؛ معرب

3 - إِذْ - إِذْ - - - - - مذكر - مفرد -  - اسم  ؛ ظرف ؛ مبنىّ ؛ على السّكون

4 - يَتَوَفَّى - يَتَوَفَّى - و ف ى - مذكر - مفرد - يتفعل - فعل ؛ ثلاثىّ مزيد ؛ تفعّل ؛ مضارع ؛ غائب ؛ متعدى ؛ معرب

5 - الَّذِينَ - الَّذِينَ - - - - - مذكر - جمع -  - اسم  ؛ اسم موصول للجمع ؛ مبنىّ ؛ على الفتح

6 - كَفَرُوا - كَفَرُوا - ك ف ر - مذكر - جمع - فعلوا - فعل ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ ماضى ؛ غائب ؛ متعدى ؛ مبنىّ ؛ على الضّم

7 - الْمَلآئِكَةُ - المَلَائِكَة‌ُ - م ل ك (ل أ ك ) - مؤنث - جمع - الفعائلة‌ - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ جامد ؛ معرب

8 - يَضْرِبُونَ - يَضْرِبُونَ - ض ر ب - مذكر - جمع - يفعلون - فعل ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ مضارع ؛ غائب ؛ متعدى ؛ معرب

9 - وُجُوهَهُمْ - وُجُوهَـ - و ج ه - مؤنث - جمع - فعول - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ جامد ؛ معرب

9 -  - هُمْ -  -  -  -  - اسم  ؛ ضمير متّصل مجرور ؛ مبنىّ ؛ على السّكون

10 - وَأَدْبَارَهُمْ - وَ -  -  -  -  - حرف ؛ حرف عطف ؛ مبنىّ ؛ على الفتح

10 -  - أَدْبَارَ - د ب ر - مؤنث - جمع - أفعال - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ جامد ؛ معرب

10 -  - هُمْ -  -  -  -  - اسم  ؛ ضمير متّصل مجرور ؛ مبنىّ ؛ على السّكون

11 - وَذُوقُوا - وَ -  -  -  -  - حرف ؛ حرف عطف ؛ مبنىّ ؛ على الفتح

11 -  - ذُوقُوا - ذ و ق - مذكر - جمع - فعلوا - فعل ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ أمر ؛ مخاطب ؛ متعدى ؛ مبنىّ ؛ على حذف النّون

12 - عَذَابَ - عَذَابَ - ع ذ ب -  -  - فعال - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ اسم مصدر ؛ معرب

13 - الْحَرِيقِ - الْحَرِيقِ - ح ر ق - مذكر - مفرد - الفعيل - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ مشتق ؛ صفة مشبّهة ؛ معرب

 تفسير أحسن الحديث، ج‏4، ص:۸۲-۸۳ 

نظرى به سوره مباركه‏

1- انفال هشتاد و هشتمين سوره است كه بعد از سوره بقره در مدينه نازل گرديد، در ميان سوره‏هاى مدنى دومين سوره مى‏باشد، مطالب آن نشان مى‏دهد كه در سال دوم هجرى بعد از جنگ تاريخى «بدر» نازل شده است در ترتيب فعلى قرآن مجيد سوره هشتم مى‏باشد.

2- تعداد آيات آن بقول قارئان كوفى هفتاد پنج و بقول قارئان حجاز و بصره هفتاد شش است چنان كه بارها گفته‏ايم قول كوفى قابل قبول است كه توسط عاصم بن ابى النجود به امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه مى‏رسد، سيد صدر در «تأسيس الشيعه» و محدث قمى در سفينة البحار (عصم) نقل كرده‏اند: عاصم بن ابى النجود قرآن را بر ابو عبد الرحمن سلمى و او همه قرآن را بر امير المؤمنين عليه السّلام خوانده است.

خازن در تفسير خويش گويد: اين سوره داراى هزار و هفتاد و پنج كلمه و پنج هزار و هشتاد حرف است و اللَّه العالم.

3- تسميه آن به «انفال» ظاهرا به علت وقوع اين كلمه و احكام آن در

4- اين سوره بى شكّ مدنى است، در مجمع البيان از ابن عباس و قتاده نقل شده: آيات: وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا ... 30 تا 37 در مكه نازل گشته است ولى اين سخن، ادّعاى بدون دليل است بلكه ظهور آن آيات، نيز مدنى مى‏باشد كه از گذشته خبر مى‏دهند.

5- احتمال قوى آنست كه همه سوره به يك بار نازل شده است، براى به تدريج نازل شدن دليلى در دست نيست.

6- علّت نزول سوره يكى اختلاف درباره انفال و غنائم جنگى بود كه در جنگ «بدر» به دست آورده و در تقسيم آن اختلاف كردند. ديگر بيان امدادهاى غيبى بود كه در آيات مكرر از اين سوره مى‏خوانيم: فقط امداد غيبى و نقشه‏هاى خداوند بود كه در آن جنگ نابرابر سبب شكست دشمن و پيروزى مسلمانان گرديد و گرنه در روال عادى مى‏بايست غلبه با كفار باشد.

از جمله آمدن ملائكه بود كه سبب اطمينان مسلمين و رعب كفار گرديد لذا صريحا فرموده: فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏/ 18.

مسلمانان خوش داشتند با كفار درگير نشوند و فقط كاروان قريش را مصادره كنند ولى خدا مى‏خواست، آنها درگير شوند تا كفّار شكست بخورند: وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ/ 7، پس اين سوره در صدد بيان چنين واقعيتى است.

وانگهى به مسلمانان اميد مى‏دهد كه اگر با نيت خالص و براى حاكميت اللَّه بجنگند پيوسته از حمايت خداوند برخوردار خواهند بود، زيرا اين مطلب يكى از نظامات جهان و يكى از نواميس طبيعت است چنان كه به كرات بتجربه رسيده است،             

 در تفسير عيّاشى از امام صادق عليه السّلام نقل شده: هر كه سوره برائت و انفال را در هر ماه بخواند نفاق بوجود او داخل نمى‏شود  

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مهر ۱۳۸۹ساعت ۶:۹ ب.ظ  توسط غريب  |