|
به نام حضرت دوست که هرچه داریم زلطف اوست
نزول شیاطین(( هل انبّئکم علی من تنزّل الشّیاطین))آیا شما راخبر دهم که شیاطین بر چه کسی نازل می شوند؟این کلام خدا در سوره ی شعرا جرعه نوش عارفان وعاشقان وارسته ی به کمال پیوسته وشاعران مرتبط معنوی درمنهج انصاف وتحرّی حقیقت است که از کوثر تسنیم دانش وذوق خدادادیشان ،گمراهان وادی حیرت را در سبیل اسنی یقین قرار می دهند وبه منزلگاه شاطی بیکران توحیدی سوق می دهند تا فقرای عامی وادی حیرت با نسایم رحمانی وفیوضات ربّانی تلذّذ روحی ومعنویی نمایند ودمی ازخستگی گمراهی بیاسایند وجان گیرند .آیا شما راخبر دهم که شیاطین بر چه کسی نازل می شوند؟برهر دروغ پرداز گناهکار. شیاطین مسموعات خود را با دروغ آمیخته کرده، بر دوستانشان(شاعران وعارفان مدّعی ) القا می کنند که بیشترشان ازدروغگویان روزگارند . آری شاعران بی خدای حرّاف وز عمل وکردارمرضی حق بدور ،چه عامیان بیگناهی را ، درچاه گمراهی وضلالت انداخته اند ؟! گمراهان فریب خوره که دلشان از عشق الله مالامال واز ظلمات سلوک بی خردان بی خبر و نا آگاه! از این شاعران وادی حیران پیروی ومتابعت می کنند وناخواسته وناکرده ازنقطه ی تسلیم به مرحله ی تکفیر تنزیل می یابند.آیا شاعران وعارفان مدعی را نمی بینی که در هر وادی از افکار خیالی و بزرگنمایی وحدس وشطح وطامات سرگردان و ویلانند؟ آنان برچیزهای سخن می رانند که خود عامل به آن نیستندویارای آن رانیز ندارند. ازوحدت وجودی وحلول واتحاد ورویت وتناسخ وتماسخ وتراسخ وتفاسخ وهزاران عقاید باطله سخن می رانند که اگر رحمت خدا بر غضبش مسبق نبود هر آینه هیچ جنبنده ای در زمین جاری نبود. واین از رحمت خداست که بهشتش بر دوزخش افزون است . پس شیعه ی حقّه ی اثنی عشری که پیروان راستین آقا علی مرتضی (ع) هستند باید فریب دروغگویان را نخورند که از امامان صدّیق ووارسته ی ما، احادیثی بسیار در طعن طایفه ی ضاله وغالیان وصوفیان مروی استمگر شاعران حکیمی که اشعارشان یاد خدا وذکر خداست و کسانی که ایمان آورده ،کارهای شایسته نموده،یاد خدا را بسیار کرده ومردم را نیز به یاد خدا انداخته اند وزمانی که مورد ستم قرارمی گرفتند با ذوق شعری خویش به دفاع ونصرت ویاری مومنان برخاستند واگر با شعر خویش به هجو وسرزنش گروهی هم پرداختند نیت وهدفشان کوبیدن ظالم بود وبس((هل انبّئکم علی من تنزّل الشیاطین - تنزّل علی کلّ افّاک اثیم- یلقون السّمع واکثرهم کاذبون – والشّعراء یتّبعهم الغاون – الم ترانّهم فی کلّ وادیهیمون – وانّهم یقولون ما لا یفعلون – الّا الّذین ءامنوا وعملوا الصّالحات وذکروا الله کثیرآ وانتصروا من بعد ماظلموا وسیعلم الّذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون ))سوره ی شعرا آیات 221
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم بهمن ۱۳۸۹ساعت ۱۱:۵۷ ق.ظ  توسط غريب
|
به نام حضرت دوست که هرچه داریم زلطف اوستمعرفه اللهشناخت خداو اطلاع وآگاهی بر اوصاف وصفات جلالی وجمالی (سلبیه وثبوتیه) اودر حد توان بشری است وآنچه از صفات کمالی وجمالی برحضرت باری تعالی اثبات می کنیم،بر حسب اوهام خویش وبه میزان تصورات وپندارهای ماست .حدیثی از امام صادق علیه السلام است که اشارتی بر این معنا داردکه می فرماید: ((هر آنچه با اوهام وخیالات خود در دقیق ترین معانی آنها تشخیص داده اید مخلوق ومصنوع شما وهمانند خودتان می باشد که به خودتان باز می گردد.شاید مورچه خود خیال کند که خدا ذا دو شاخک است چون کمال مورچه درآن است ومی پندارد که فقدان آنها ،نقصانی است بر کسی که آن دو را ندارد وضعیت عقلا ودانشمندان نیز در توصیف خداوند این چنین می باشد ))وگفتاری از حضرت محمد (ص) هست که می فرماید: ((خداوند از عقول واندیشه ها محجوب است آنچنان که از دیدگان محجوب می باشد.))سعدی گوید:ای برتر از خیال وقیاس وگمان و وهم وز هرچه گفته اند وشنیو وخوانده ایممجلس تما م گشت وبه آخر رسید عمر ما همچنان در اول وصف تو مانده ایمنظامی گوید:وهم تهی پای بسی ره نَوَشت هم زدرش دست تهی باز گشتعقل در آمد که طلب کردمش ترک ادب بود ادب کردمشپس افلاکیان اورا می طلبند آنچنان که انسانها طالب اویندوهر فردی مدعی که در عالم خیالات و توهم گامی نهاده به کُنه حقیقت مقدّسه ی الهی هرگز نرسیده است واگر ادعای وصول وحصول را دارد گمراه وهالک است وتکذیب خدا را نموده وافترا به خدا بسته است چون حقیقت امر خیلی بالاتر وبرتر از آن است که با اذهان بشری لوث گردد وتا هر حدّ واندازه که عالم راسخ اورا تصور نماید پس او از حریم کبریا ،فرسنگ ها دور رفته است .بالاترین مرتبه در شناخت خدا معرفت آن دسته از عاشقان می باشد که به کلی در آتش سوخته اند ودر آن متلاشی گشته اند وآنان مومنین وخالص و وارسته ای هستند که به خدا اطمینان واعتقاد کامل دارند وبه یقین دانسته اند که خداوند نور آسمان ها وزمین است آنگونه که خداوند متعال فرموده است وخویش را توصیف کرده .اطناب وتلخیص از اربعین شیخ بهایی
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۸۹ساعت ۴:۴۸ ق.ظ  توسط غريب
|
|