به نام او كه هرچه داريم زاوست

        ((الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ))حمد / 3

1 - الرَّحْمنِ - الرَّحْمَنِ - ر ح م - مذكر - مفرد - الفعلان - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ مشتق ؛ صيغة

مبالغة ؛ معرب

2 - الرَّحِيمِ - الرَّحِيمِ - ر ح م - مذكر - مفرد - الفعيل - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ مشتق ؛ صيغة مبالغة ؛ معرب

محتواى سوره‏  از تفسير نمونه، ج‏1، ص: 6 

هفت آيه‏اى كه در اين سوره وجود دارد هر كدام اشاره به مطلب مهمى است:

" بِسْمِ اللَّهِ" سر آغازى است براى هر كار، و استمداد از ذات پاك خدا را به هنگام شروع در هر كار به ما مى‏آموزد.

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ درسى است از باز گشت همه نعمتها و تربيت همه موجودات به اللَّه، و توجه به اين حقيقت كه همه اين مواهب از ذات پاكش سرچشمه مى‏گيرد.

الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اين نكته را بازگو مى‏كند كه اساس خلقت و تربيت و حاكميت او بر پايه رحمت و رحمانيت است، و محور اصلى نظام تربيتى جهان را همين اصل تشكيل مى‏دهد.

مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ توجهى است به معاد، و سراى پاداش اعمال، و حاكميت خداوند بر آن دادگاه عظيم.

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ، توحيد در عبادت و توحيد در نقطه اتكاء انسانها را بيان مى‏كند.

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ" خداوند بزرگ مى‏گويد بنده‏ام مرا حمد و ستايش كرد، و دانست نعمتهايى را كه دارد از ناحيه من است، و بلاها را نيز من از او دور كردم، گواه باشيد كه من نعمتهاى سراى آخرت را بر نعمتهاى دنياى او مى‏افزايم، و بلاهاى آن جهان را نيز از او دفع مى‏كنم، همانگونه كه بلاهاى دنيا را دفع كردم.

و هنگامى كه مى‏گويد" الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ" خداوند مى‏گويد: بنده‏ام گواهى داد كه من رحمان و رحيمم، گواه باشيد بهره او را از رحمتم فراوان مى‏كنم، و سهم او را از عطايم افزون مى‏سازم.

و هنگامى كه مى‏گويد" مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ" او مى‏فرمايد: گواه باشيد همانگونه كه او حاكميت و مالكيت روز جزا را از آن من دانست، من در روز و هنگامى كه مى‏گويد" إِيَّاكَ نَعْبُدُ" خداوند بزرگ مى‏گويد بنده‏ام راست مى‏گويد، تنها مرا پرستش مى‏كند، من شما را گواه مى‏گيرم بر اين عبادت خالص ثوابى به او مى‏دهم كه همه كسانى كه مخالف اين بودند به حال او غبطه خورند.

و هنگامى كه مى‏گويد" إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ" خدا مى‏گويد: بنده‏ام از من يارى جسته، و تنها به من پناه آورده گواه باشيد من او را در كارهايش كمك مى‏كنم، در سختيها به فريادش مى‏رسم، و در روز پريشانى دستش را مى‏گيرم.

و هنگامى كه مى‏گويد" اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ ..." (تا آخر سوره) خداوند مى‏گويد اين خواسته بنده‏ام بر آورده است، و او هر چه مى‏خواهد از من بخواهد كه من اجابت خواهم كرد آنچه اميد دارد، به او مى‏بخشم و از آنچه بيم دارد ايمنش مى‏سازم

چرا نام اين سوره فاتحة الكتاب است؟

" فاتحة الكتاب" به معنى آغازگر كتاب (قرآن) است، و از روايات مختلفى كه از پيامبر ص نقل شده به خوبى استفاده مى‏شود كه اين سوره در زمان خود پيامبر ص نيز به همين نام شناخته مى‏شده است.

از اينجا دريچه‏اى به سوى مساله مهمى از مسائل اسلامى گشوده مى‏شود و آن اينكه بر خلاف آنچه در ميان گروهى مشهور است كه قرآن در عصر پيامبر ص به صورت پراكنده بود، بعد در زمان ابو بكر يا عمر يا عثمان جمع‏آورى شد قرآن در زمان خود پيامبر ص به همين صورت امروز جمع‏آورى شده بود، و سرآغازش همين سوره حمد بوده است، و الا نه اين سوره نخستين سوره‏اى بوده‏

تفسير نمونه، ج‏1، ص: 9

است كه بر پيامبر ص نازل شده، و نه دليل ديگرى براى انتخاب نام فاتحة الكتاب براى اين سوره وجود دارد.

مدارك متعدد ديگرى در دست است كه اين واقعيت را تاييد مى‏كند كه قرآن به صورت مجموعه‏اى كه در دست ماست در عصر پيامبر ص و به فرمان او جمع‏آورى شده بود.

" على بن ابراهيم" از امام صادق ع نقل كرده كه رسول خدا ص به على ع فرمود:" قرآن در قطعات حرير و كاغذ و امثال آن پراكنده است آن را جمع‏آورى كنيد" سپس اضافه مى‏كند على ع از آن مجلس برخاست و آن را در پارچه زرد رنگى جمع‏آورى نمود سپس بر آن مهر زد (

و انطلق على (ع) فجمعه فى ثوب اصفر ثم ختم عليه‏)

گواه ديگر اينكه" خوارزمى" دانشمند معروف اهل تسنن در كتاب" مناقب" از" على بن رياح" نقل مى‏كند كه على بن ابى طالب و ابى بن كعب، قرآن را در زمان رسول خدا ص جمع‏آورى كردند.

سومين شاهد جمله‏اى است كه" حاكم" نويسنده معروف اهل سنت در كتاب" مستدرك" از" زيد بن ثابت" آورده است:

زيد مى‏گويد:" ما در خدمت پيامبر ص قرآن را از قطعات پراكنده جمع‏آورى مى‏كرديم و هر كدام را طبق راهنمايى پيامبر ص در محل مناسب خود قرار مى‏داديم، ولى با اينحال اين نوشته‏ها متفرق بود پيامبر ص به على ع دستور داد كه آن را يك جا جمع كند، و ما را از ضايع ساختن آن بر حذر مى‏داشت".

سيد مرتضى دانشمند بزرگ شيعه مى‏گويد:" قرآن در زمان رسول اللَّه‏

تفسير نمونه، ج‏1، ص: 10

طبرانى و ابن عساكر از" شعبى" چنين نقل مى‏كنند كه شش نفر از انصار قرآن را در عصر پيامبر ص جمع‏آورى كردند  و قتاده نقل مى‏كند كه از انس پرسيدم چه كسى قرآن را در عصر پيامبر ص جمع‏آورى كرد، گفت چهار نفر كه همه از انصار بودند: ابى بن كعب، معاذ، زيد بن ثابت، و ابو زيد  و بعضى روايات ديگر كه نقل همه آنها به طول مى‏انجامد.

به هر حال علاوه بر اين احاديث كه در منابع شيعه و اهل تسنن وارد شده انتخاب نام فاتحة الكتاب براى سوره حمد- همانگونه كه گفتيم- شاهد زنده‏اى براى اثبات اين موضوع است.

 

سؤال: آيا جمع آورى قرآن در زمان پيامبر بود

در اينجا اين سؤال پيش مى‏آيد كه چگونه مى‏توان اين گفته را باور كرد با اينكه در ميان گروهى از دانشمندان معروف است كه قرآن پس از پيامبر ص جمع‏آورى شده، (بوسيله على ع يا كسان ديگر).

در پاسخ اين سؤال بايد گفت: اما قرآنى كه على ع جمع‏آورى كرد تنها خود قرآن نبود بلكه مجموعه‏اى بود از قرآن و تفسير و شان نزول آيات، و مانند آن.

و اما در مورد عثمان قرائنى در دست است كه نشان مى‏دهد عثمان براى جلوگيرى از اختلاف قرائت‏ها اقدام به نوشتن قرآن واحدى با قرائت و نقطه‏گذارى نمود (چرا كه تا آن زمان نقطه‏گذارى معمول نبود).

تفسير نمونه، ج‏1، ص: 11

و اما اصرار جمعى بر اينكه قرآن به هيچوجه در زمان پيامبر ص جمع آورى نشده و اين افتخار نصيب عثمان يا خليفه اول و دوم گشت شايد بيشتر به خاطر فضيلت سازى بوده باشد، و لذا هر دسته‏اى اين فضيلت را به كسى نسبت مى‏دهد و روايت در مورد او نقل مى‏كند.

اصولا چگونه مى‏توان باور كرد پيامبر ص چنين كار مهمى را ناديده گرفته باشد در حالى كه او به كارهاى بسيار كوچك هم توجه داشت، مگر نه اين است كه قرآن قانون اساسى اسلام، كتاب بزرگ تعليم و تربيت، زير بناى همه برنامه‏هاى اسلامى و عقائد و اعتقادات است؟ آيا عدم جمع‏آورى آن در عصر پيامبر ص اين خطر را نداشت كه بخشى از قرآن ضايع گردد و يا اختلافاتى در ميان مسلمانان بروز كند.

به علاوه حديث مشهور" ثقلين" كه شيعه و سنى آن را نقل كرده‏اند كه پيامبر ص فرمود من از ميان شما مى‏روم و دو چيز را به يادگار مى‏گذارم" كتاب خدا" و" خاندانم" اين خود نشان مى‏دهد كه قرآن به صورت يك كتاب جمع آورى شده بود.

و اگر مى‏بينيم رواياتى كه دلالت بر جمع‏آورى قرآن توسط گروهى از صحابه زير نظر پيامبر ص دارد، از نظر تعداد نفرات مختلف است مشكلى ايجاد نمى‏كند، ممكن است هر روايت عده‏اى از آنها را معرفى كند.

 از نرم افزار دانشنامه ي معارف قرآن۲

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۸۹ساعت ۹:۴۰ ق.ظ  توسط غريب  |