به نام حضرت دوست که هرچه داریم زاوست

جن از آتش

(( وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَارِ السَّمُومِ ))  حجر-27 

الاعراب

1 - وَالْجَآنَّ - وَ -حرف ؛ حرف عطف ؛ مبنىّ ؛ على الفتح  - الْجَانَّ - ج ن ن - مذكر - مفرد - الفاعل - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ اسم جمع ؛ معرب

2 - خَلَقْنَاهُ - خَلَقْنَا - خ ل ق -  - جمع - فعلنا - فعل ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ ماضى ؛ متكلم ؛ متعدى ؛ مبنىّ ؛ على السّكون  اسم  ؛ ضمير متّصل منصوب ؛ مبنىّ ؛ على الضّم

3 - مِن - حرف ؛ حرف جرّ ؛ متعلّق بفعل قبله ؛ مبنىّ ؛ على السّكون

4 - قَبْلُ - قَبْلُ - ق ب ل - مذكر - مفرد - فعل - اسم  ؛ ظرف ؛ مبنىّ ؛ على الضّم

5 - مِن - حرف ؛ حرف جرّ ؛ متعلّق بفعل قبله ؛ مبنىّ ؛ على السّكون

6 - نَّارِ - نَارِ - ن و ر - مذكر - مفرد - فـعل - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ جامد ؛ معرب

7 - السَّمُومِ - السَّمُومِ - س م م - مؤنث - مفرد - الفعول - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ جامد ؛ معرب

 -  آفرينش انسان و جن ، دو موجود شعورمند ، از دو عنصر كاملاً متفاوت ( خاك و آتش ) ، نمود قدرت خداوندلایزال

  (( وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ)) رحمن - 15

الاعراب

1 - وَخَلَقَ - وَ -حرف ؛ حرف عطف ؛ مبنىّ ؛ على الفتح - خَلَقَ - خ ل ق - مذكر - مفرد - فعل - فعل ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ ماضى ؛ غائب ؛ متعدى ؛ مبنىّ ؛ على الفتح

2 - الْجَآنَّ - الْجَانَّ - ج ن ن - مذكر - مفرد - الفاعل - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ اسم جمع ؛ معرب

3 - مِن - حرف ؛ حرف جرّ ؛ متعلّق بفعل قبله ؛ مبنىّ ؛ على السّكون

4 - مَارِجٍ - مَارِجٍ - م ر ج - مذكر - مفرد - فاعل - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ جامد ؛ معرب

5 - مِن - حرف ؛ حرف جرّ ؛ متعلّق بمحذوف ؛ مبنىّ ؛ على السّكون

6 - نَارٍ - نَارٍ - ن و ر - مذكر - مفرد - فعل - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ جامد ؛ معرب

 - خداوند ، جنيان را از آتش داراى باد هاى سوزان آفريده و جن ، آفريده شده به اراده الهى ، از شعله هاى خالص و بدون دود آتش است

((سموم)) در لغت به معناى باد سوزان است. ((مارج))، به معناى آتش خالص بدون دود است.

-  عن النبى ( ص ) قال : . . . هـذه النار جزء من سبعين جزءاً من نار السموم التى خلق منها الجانّ و تلا هـذه الأية : (( و الجانّ خلقناه من قبل من نار السموم )) ;از رسول اكرم(ص) روايت شده است كه فرمود: اين آتش (دنيا در حرارت و تأثير) يك هفتادم از آتش سمومى است كه جن از آن آفريده شده است ونیز در قران در سوره ی جن داریم((.قُل اُوحِىَ اِلَىَّ اَنَّهُ استَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الجِنِّ فَقالوا اِنّا سَمِعنا قُرءانـًا عَجَبـا.)) مجذوب شدن گروهى از جن، با استماع وحى از زبان پيامبر که ابن عباس گويد رسول خدا قرآن را بر جنيان قرائت ننموده و آنها را نديده است ولى روزى با اصحاب خويش به سوى بازار عكاظ مى رفت و جنيان بين شياطين و بين خبر آسمانى حائل شده بودند و شهاب آسمانى به آنها بر خورد نمود به ناچار به سوى قوم خويش برگشتند و گفتند چيزى نديدنم مگر اينكه مى دانيم حادثه عجيبى اتفاق افتاده است و لذا گفتند بايد مشارق و مغارب زمين را جستجو كرد و به حادثه اى كه رخ داده اطلاع حاصل نمود عده اى از آنها به طرف تهامه توجه نموده و رهسپار گرديدند و منظور آنها ديدار پيامبر اسلام بوده تا اينكه پيامبر را در نخلستانى يافتند كه با اصحاب خويش مشغول اداى نماز صبح بوده است وقتى كه آيات قرآن را از پيامبر شنيدند كاملا گوش فرا داشتند و گفتند به خدا قسم اين همان حادثه عجيبى است كه ما بدان اطلاع يافته و در صدد يافتن آن بر آمده بوديم پس از شنيدن قرآن از رسول خدا به سوى قوم خود برگشتند و گفتند ما چيز عجيبى شنيده ايم و آن قرآن پيامبر اسلام بوده سپس اين آيه نازل گرديد و اقوال و گفتار جنيان به رسول خدا از طريق وحى آشكار گشت

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر ۱۳۸۹ساعت ۱۱:۱۱ ب.ظ  توسط غريب  |