به نام او كه هرچه داريم زاوست

آتش كوه طور

 ((اذْ رَأَى نَارًا فَقَالَ لأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى)) طه/ 10

هنگامي كه (از دور) آتشي مشاهده كرد، و به خانواده خود گفت: ((اندكي) درنگ كنيد كه من آتشي ديدم! شايد شعلهاي از آن براي شما بياورم، يا بوسيله اين آتش راه را پيدا كنم!

 نمايان شدن آتش و فراهم آمدن خلوت گاهى براى اعطاى رسالت به موسى ( ع ) ، حادثه اى با اهميت و درخور توجه براى پيامبر ( ص ) بود .

الاعراب

۱ - إِذْ - إِذْ - - - - - مذكر - مفرد - - اسم ؛ ظرف ؛ مبنىّ ؛ على السّكون

2 - رَأَى - رَأَى - ر أ ى - مذكر - مفرد - فعل - فعل ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ ماضى ؛ غائب ؛ متعدى ؛ مبنىّ ؛ على الفتح

 3 - نَاراً - نَارًا - ن و ر - مذكر - مفرد - فعلا - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ جامد ؛ معرب

4 - فَقَالَ - فَـ - - - - - حرف ؛ حرف عطف ؛ مبنىّ ؛ على الفتح  - - قَالَ - ق و ل - مذكر - مفرد - فعل - فعل ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ ماضى ؛ غائب ؛ متعدى ؛ مبنىّ ؛ على الفتح

 5 - لاَِهْلِهِ - لِـ - - - - - حرف ؛ حرف جرّ ؛ متعلّق بفعل قبله ؛ مبنىّ ؛ على الكسر

 5 - - أَهْلِـ - أ ه ل - مذكر - مفرد - فعل - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ اسم جمع ؛ معرب

 5 - - هِ - - - - - اسم ؛ ضمير متّصل مجرور ؛ مبنىّ ؛ على الكسر

 6 - امْكُثُوْا - امْكُثُوا - م ك ث - مذكر - جمع - افعلوا - فعل ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ أمر ؛ مخاطب ؛ لازم ؛ مبنىّ ؛ على حذف النّون

 7 - إِنِّي - إِنـِّ - - - - - - - - حرف ؛ حرف مشبّه بالفعل ؛ مبنىّ ؛ على الفتح 7 - - ي - - - - - اسم ؛ ضمير متّصل منصوب ؛ مبنىّ ؛ على السّكون

 8 - ءَانَسْتُ - آنَسْتُ - أ ن س - - مفرد - أفعلت - فعل ؛ ثلاثىّ مزيد ؛ افعال ؛ ماضى ؛ متكلم ؛ متعدى ؛ مبنىّ ؛ على السّكون

 9 - نَاراً - نَارًا - ن و ر - مذكر - مفرد - فعلا - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ جامد ؛ معرب

10 - لَّعَلِّي - لَعَلِّـ - ل ع ل ل - - - - حرف ؛ حرف مشبّه بالفعل ؛ مبنىّ ؛ على الفتح 10 - - ي - - - - - اسم ؛ ضمير متّصل منصوب ؛ مبنىّ ؛ على السّكون

11 - ءَاتِيكُم - آتِيـ - أ ت ى - - - فاعل - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ مشتق ؛ اسم فاعل ؛ معرب 11 - - كُمْ - - - - - اسم ؛ ضمير متّصل مجرور ؛ مبنىّ ؛ على السّكون

12 - مِّنْهَا - مِنْـ - - - - - - - - حرف ؛ حرف جرّ ؛ متعلّق بماقبله ؛ مبنىّ ؛ على السّكون 12 - - هَا - - - - - اسم ؛ ضمير متّصل مجرور ؛ مبنىّ ؛ على السّكون

13 - بِقَبَسٍ - بِـ - - - - - حرف ؛ حرف جرّ ؛ متعلّق بماقبله ؛ مبنىّ ؛ على الكسر 13 - - قَبَسٍ - ق ب س - مذكر - مفرد - فعل - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ جامد ؛ معرب

 14 - أَوْ - أَوْ - - - - - - - - حرف ؛ حرف عطف ؛ مبنىّ ؛ على السّكون

 15 - أَجِدُ - أَجِدُ - و ج د - - مفرد - أعل - فعل ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ مضارع ؛ متكلم ؛ متعدى ؛ معرب

 16 - عَلَى - عَلَى - - - - - - - - حرف ؛ حرف جرّ ؛ متعلّق بفعل قبله ؛ مبنىّ ؛ على السّكون

 17 - النَّارِ - النَّارِ - ن و ر - مذكر - مفرد - الفعل - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ جامد ؛ معرب

 18 - هُدًى - هُدًى - ه د ى - - - فعل - اسم ؛ ثلاثىّ مجرّد ؛ جامد مصدرىّ ؛ معرب

 تفسير أحسن الحديث، ج‏6، ص: 365 -366 1

۱- سوره مباركه طه، چهل و پنجمين سوره است كه بعد از مريم در مكه نازل شد. درترتيب فعلى قرآن مجيد، سوره بيستم مى‏باشد، مى‏شود گفت كه حدود سال پنجم بعثت نازل شده است

2- عدد آيات آن در قرائت كوفى صد و سى و پنج است اين عدد بواسطه عاصم بن أبى النجود و ابو عبد الرحمن سلمى به امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه مى‏رسد و در قرائت شامى صد و چهل و در قرائت حجازى صد و سى و چهار آيه است. در تفسير خازن عدد كلمات آن را هزار و ششصد و چهل و يك و عدد حروف آن را پنج هزار و دويست و چهل دو گفته است.

 3- سوره مباركه از سوره‏هاى مكى است چنان كه محتواى آن گواهى مى‏دهد. در تفسير برهان آمده، آيات صد و سى و صد و سى يك در مدينه نازل شده ولى دليل بر اين گفته نيست. از ابو رافع نقل شده: كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله او رافرستاد تا از يك نفر يهودى مقدارى قرض كند، او نداد و تضمين خواست، در اين زمينه آيه 131 لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ ... نازل شد كه خواهد آمد ولى خواهيم گفت كه آن بر مدنى بودن آيه دليل نمى‏شود.

 4- علّت نامگذارى آن، ظاهرا وقوع لفظ «طه» در اول آنست ظاهرا در زمان آن حضرت به اين نام، ناميده شده است، اسحق بن عمار از حضرت صادق عليه السلام نقل مى‏كند: «قال لا تدعوا قراءة سورة طه فان اللَّه يحبها و يحب من رئها ...» (برهان). غرض سوره‏

5- مى‏شود گفت روح مطالب سوره در آيه إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشى‏ است و همه‏اش در آن خلاصه شده است، و غرض سوره تذكر و بيدارى از راه انذار و يادآورى حقائق است اينك تذكره‏ها:

 اول: تذكره‏اى در موقعيت خدا نسبت به جهان هستى آيات: 4- 8.

دوم: جريان موسى و دلائل عميق توحيد به زبان موسى در برابر فرعون، غرق فرعون و نجات اهل حق يعنى يك عينيت تاريخى، آيات: 9- 79.

 سوم: فتنه سامرى و مغلوب شدن او و امتحان قوم موسى، و ظهور بطلان باطل، آيات: 85- 98.

چهارم: تذكره‏اى در زمينه معاد و بررسى بعضى از احوال آن، آيات: 100- 114.

پنجم: ماجراى فريفته شدن آدم توسط ابليس و تسلّط ابليس بر آدم و فرزندان او كه همواره بايد از شيطان در حذر باشند. آيات/ 115- 123.

ششم: تذكره‏اى درباره‏ى معاد و نصائحى چند. آيات/ 124- 132.

هفتم: خدا فرمايد: اگر ما پيش از بيان اين تذكره‏ها عذابشان مى‏كرديم حق داشتند كه بگويند: خدايا چرا پيامبر نفرستادى و ما را هدايت نكردى؟ آيه/ 134 وَ لَوْ أَنَّا أَهْلَكْناهُمْ بِعَذابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقالُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آياتِكَ على هذا بايد گفت: شأن نزول بخصوصى درباره اين سوره نيست بلكه مقتضاى حاجت سبب نزول آن بوده است، و شايد: تذكره به رسول خدا كه خودش را به تعب نياندازد، پيش درآمد آنهاست كه خود نيز تذكّرى به آن حضرت مى‏باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان ۱۳۸۹ساعت ۹:۲ ب.ظ  توسط غريب  |